امشب این پست رو با بغض و اشک و بالشِ خیس نوشتم،منی که دلسنگ ترین بودم برای همه

خرید بک لینک

خوابم نبرد از فکروخیال

اومدم دوباره بنویسم

نمیدونم کجایی و در چ حالی ،اما من میدونی ب چی فک میکنم؟

ب اینکه هفته پیش همین ساعت ک پرسیدی خوابم میاد یا نه،کاری دارم یا نه

خوابم میومد و گفتم نه...نمیخابم

گفتی شاید دیگه هیچوقت پیش نیاد تا صب خلوت کنیم

اره،راس میگفتی،تموم شد

همونشب تمومشد

نمیدونم شاید اگ میگفتم اره میخام بخابم

،این نمیشد بحث ب اینجا کشیده نمیشد

مهم نیس جور شه،نشه

دیگه یاد گرفتم ب قوی بودن ب صبر ب حوصله داشتن

ب گذر زمان و سفید شدن دونه دونه موها

ب تسلیم شدن دربرابر هرچی ک پیش میاد

خستم از قوی بودن

اما فراموشت نمیکنم

گرفته ام...

ما را در سایت گرفته ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 225 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 23:36

صفحه بندی